X
تبلیغات
کرسی شعر کاری

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید/ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

 

عباس احمدی شاعر خلاق و طنّازی است و در کنار این طنازی روحیه خطر‌پذیری دارد. شاید بتوان بخشی از موفقیت او را نیز در همین امر جستجو کرد. عباس احمدی با گستاخی حاضر به تجربه کردن عرصه‌های جدید در شعر خود است و از حاصل کار او پیداست، بی‌نتیجه ماندن این خطر کردن‌ها پرده خاطرش را مکدر نمی‌کند. احمدی قالب‌های بسیاری را در شعر آزموده است و از قالب‌های نو و سپید تا رباعی و مثنوی و غزل و حتی قصیده به زیر زین کلام این شاعر جسور درآمده است. همچنین بخشی از شعرهای او را اشعار طنز وی تشکیل می‌دهد. طنز در شعر احمدی جایگاه مهمی دارد و اثرات آن را گاه‌گاه می‌توان در اشعار غیر طنز او نیز مشاهده کرد.

عباس احمدی، از رویش های "جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی" است . آنچه تقدیم حضور می گردد، نخستین باب یک منظومه ی مطول می باشد از "عباس احمدی"، برگزیده ی نخست جشنواره ی "طنز مکتوب" حوزه ی هنری در رشته ی شعر.

مثنوی دانشجویی / طنز

مثنوی دانشجویی

اول اشعار با نام خدا

با سلامی خدمت اهل صفا

"نسل بعد از نسل بعد از من" سلام

نسل شوت و نخبه و لمپن سلام

بشنو از من چون حکایت می کنم

درد دانشجو روایت می کنم

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390ساهات 20:10 یازان: یونس |

در هجدهمین نمایشگاه مطبوعات نزدیک به 70 سایت خبری و 14 خبرگزاری حضور داشتند.ابراهیم عسگری معاون اجرایی ایسنا و همچنین مدیر اداره دفاتر و مناطق خبری ایسنا در گفتگو تصریح کردند: از نکات مهم نمایشگاه امسال می توان به نوع نشریات در نمایشگاه اشاره کرد ، وی حضور نشریات دانشجویی در نمایشگاه و حضور مخاطبان عام و خاص در نمایشگاه را از جمله نقاط مثبت نمایشگاه ارزیابی کرد و گفت: امسال از همه ی گروههای سنی ،دانشجویان ،دانش آموزان ،اساتید و مدیران مطبوعات در نمایشگاه حضور یافتند و این  امر مثبتی است که باعث می شود مردم و اهالی رسانه به طور مستقیم با مسئولان کشور دیدار داشته باشند.

از طرفی  

نماینده مردم پاکدشت(فرهاد بشیری) گفت: نمایشگاه مطبوعات فرهنگ نقد را ارتقا می دهد.

حالا دیگه نوبتی هم باشه نوبت حرف زدن ماست

طبق دو تا پاراگراف بالا ما (یعنی اعضای پایگاه دانشجویان کار) به خودمون میگیم که ما میتونیم از نمایشگاه مطبوعات تهران هم یه انتقاد داشته باشیم.

حالا چیز هایی رو که ما (یعنی اعضای پایگاه دانشجویان کار)در بازدید از نمایشگاه مطبوعات تهران دیدیم رو هم بشنوید:

« از ساعات ابتدایی شروع نمایشگاه با همهمه و شلوغی مواجه می شویم ،  از مسئولان و اهالی رسانه بگیر تا کودکان داشتن می رفتن سمت نمایشگاه اما چیز شایان توجه درهجدهمین نمایشگاه مطبوعات تهران این بود که نشریات دانشجویی بخش مجزایی رو در طبقه دوم شبستان به خودشون اختصاص داده بودن»

حالا روی اینجا یه مکثی داشته باشیم:

«از پله ها رفتیم بالا ، اولش غرفه های مطبوعات خارجی بودن ، رفتیم جلوتر دیدیم دانشگاه ها هر کودوم یکی یه دونه غرفه دارن (در اینجا دانشگاه به معنای واقعی کلمه به کار رفته!)تا اینجا که یک صحنه ی غیر منتظره رو دیدیم:

توجه نکن .... کلا از بهتر نمی تونست باشه ... اصلا اگه ازین بهتر بود جای تعجب داشت... این جملات رو مکرر از نمایشگاه مطبوعات تهران غرفه دانشگاه غیردولتی و غیرانتفاعی می شنیدیم که البته با یه عکس و فیلم می شد بدون شرح! نوشت،حالا گفتیم یه توضیحی باشه  بعدش هم بدونیم که فقط دانشگاه(!) خودمون نیس که می لنگه همه ی دانشگاه های غیر انتفاعی کشور به نوعی می لنگن ، تاحدی که یک نفر پیدا نشد تو غرفه ی دانشگاه های غیر انتفاعی کل کشور وایسه با اینکه دانشگاه سوره تهران رشته روزنامه نگاری داره یا ... حالا بگذریم فقط خواستم بگم چون برا این موضوع بایستی گوجه  های زیادی تقدیم می کردیم به دانشگاه ها و موسسات غیر انتفاعی کشور ، و پایگاه دانشجویان کار هم بودجه نداره و الان هم گوجه گرونه از دادن گوجه معذوریم فقط تا دیگه پشت سر ما حرف نزنید که یه گوجه ندادن بهمون تا دست خالی نریم علتش رو بیان کردم.

به عکس و فیلم زیر توجه کنید:

     در پایان خواستم بگم اون بنده خدایی که اونجا نشسته مسئول نیست یکیه عین خودمون یه دانشجو ،اینم من باب اینکه سوء تفاهم نشه گفتم!

+ تاريخ جمعه بیستم آبان 1390ساهات 10:57 یازان: امید یاوری |

سلام

من زهرا هستم و این اولین آپ من برای "دانی کار"ه. من خیلی کاره وبلاگی نکردم ولی حالا چون علی آقا خواستند تا راجع به گرون شدن ژتون ها مطلبی رو بنویسم دارم این کارو امتحان می کنم. امیدوارم در مقابل کارهای بقیه بچه ها که واقعاْ خیلی خوب می نویسند کارم بد از آب درنیاد..

ژتون یا بعبارتی پول غذای یک وعده ی نهار پارسال 300تومان بود امسال شد 400تومان و از این هفته هم یک کاغذ زدند روی برد که شده 700تومان..به همین خوبی و ساده گی من که گفتم بابا شده که شده مگه چیه 300تومان گرون شده دیگه آقایون برگشتند گفتند بله دیگه شما که همیشه مهمان ساندویچی هستی باکت( واژه مخصوص علی)نیست که. خانوم ها هم خیلی به روشون نیاوردند

حالا معلوم هم نیست این آقایون انقدر شلوغش کردند چون دیروز بچه ها می گفتند موقع نهار پرسیدیم گفتند نه کی گفته؟گرون نشده این امید خان می گفت اینا که باهم هماهنگی ندارند موقع خرید ژتون یکهو خواهی دید که برمی گرده می گه حسابتون شد "بوق" تومان..

من نمیدونم این همه چیز داره تو این مملکت گرون می شه چرا هیشکی صداش درنمیاد؟ چرا این اعتراض ها همش شده غر زدن خود ملت برای ملت؟مثلاً همین دانشجوها میبینی میان با این مسئولین دانی در می افتند یا مثلاً تو تاکسی می بینی یارو بخاطر 50تومان گرون شدن کرایه کلی با راننده دعوا می کنه..اونم هی میگه بابا قیمت اتحادیه تاکسی رانیه..

زور ملت فقط به خودشون میرسه(البته اونم نمیرسه)یعنی گلایه و شکایت زبانیه ملت هم حتی برای خودشونه نه به دولت یا سایر ارگان ها

اون مسئول دانی که تقصیری نداره یا اون راننده تاکسیِ بدبخت کلی پول سوخت،بیمه و...ماشینش رو باید بده..باید مردم به اون خودآگاهی برسند و بفهمند که از کجا دارند ضربه می خورند و به همون جا داداهاشون و غرهاشون رو بزنندما همه می دونیم که داره گرونی میشه داره فلان کاره ناجالب که باعث آسیب رسیدن به جامعه خواهد شد اتفاق می افته ولی نمی تونیم اینارو کنترل کنیم و در قبالشون کاره صحیح رو انجام بدیم..

حرف دیگه ای ندارم فقط خود اگه علی آقا یا بقیه بچه ها عکس مناسبی برای این پست دارند یا اگه نکته ای بود اضافه کنند..ببخشید اگر بیانم ناقص بود

اینم عکس زهرا خانوم ولی جالبه ها دانی کارو رو اینم زدن

w9uw2jbuluot6v17evw3.jpg

+ تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390ساهات 13:40 یازان: زهرا پاشایی |

از تاکسی پیاده شدم،رفتم سمت در دانشگاه(!) تو راه با خودم می گفتم:"دانشگاه(!)خوبی(اونم فقط به خاطر سردر ش بود) به نظر میاد" بعدش که رفتم داخل گفتن برین انتظامات خواهران شماره بگیرین ، رفتم گرفتم همونجا بود که مسئولی که داشت شماره می داد گفت: برید از انتشارات فرم های ثبت نام رو بگیرید، رفتم انتشارات گفتم فرم ثبت نام رو می خواستم،بعد گفتش فرم سرویسم می خوای؟گفتم بده کار از محکم کاری عیب نمیکنه بعدش یه پوشه با کلی کاغذ توش داد بهم و گفت شد 1700 تومان باخودم گفتم "این دیگه چه دانشگاهیه برا فرم های ثبت نامم ازمون پول میگیره"خلاصه 1700 تومان افتادیم تو خرج بعدش

داشتم فرم ها رو برانداز  می کردم که یکهو لا به لای برگه ها یک برگه ی A5 دیدم ، که کلیتش راجع به جلسه ی توجیهی بود با خودم گفتم "عجب دانشگاهیه(!)برا دعوتنامه هم از ما پول میگیره ، همینجوری میزدن رو برد سنگین تر بودن "

آخه کودوم دانشگاه(!)برا فرم های ثبت نام از دانشجوهاش پول میگیره

حالا اگه شما جای ما بودین به این کار دانشگاه چه عکس العملی نشون می دادید

ماکه آخرش می تونیم یه گوجه تقدیمشون کنیم اینم نقداْ می دیم

x9bqzy25dn5ruja4b4g4.jpg

این کرسی شعر در نقاد کاری 

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساهات 21:48 یازان: امید یاوری |